میلاد علی اکبر ع
ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.
قد دلجویت به شاخه شمشاد میماند؛ سایهگستر و پربار.
جام چشمهانت چون شط شراب است، زلال و درخشندهتر از آفتاب.
کمان ابروانت به رعد شباهت دارد؛ به ستیغ کوه.
طره مشکین گیسوانت، شاخه طوبی را به یاد میآورد؛ سبک و رها چون موج.
حُسن یوسف در مقابل توفان زیباییات،
پیراهن درید و شاهدان عالم قرب، از شکوه وجودش،
پای در گل ماندند و خوب رویان دل بُرده از جهان،
انگشت حیرت خویش را به بهای ترنج بریدند.
اما این زیبایی صورت، حجابی است تا آن سر غیبیه،
مکتون بماند و این ظاهر خَلقی، آن باطن خُلقی را پردهداری میکند.
هنوز می آید نوای کربلایی ات از عمق میدان،
ای آفتاب غروب کرده در ظهر عاشورا!
هنوز می آید غریو فریادت از بلندای آسمان،
فریادی که دژخیمان کوفی را به مبارزه می خواست و نهیبش،
رشته جانشان را از هم می گسیخت ...
میــلادت مبــارک
به نام آن بسیجی كه تن به شمشیر داد ولی ذلت را نپذیرفت .